تبليغاتX
گردون سپهر
به نام خداوند گردون سپهر

 

دیشب خبر سقوط هواپیما در نزدیکی ارومیه را از اخبار شنیدم و با آشنایان و خانواده تماس گرفتم که اطلاعات دقیق تر بدست بیاورم ولی خبری از فوت شدگان نتونستم بدست بیاورم تا امروز صبح که حامد یک خبر کوتاه به من داد.

یکی از شاگردان کوتاه مدتم در دوره المپیاد که پسر یکی از استادانم بوده با مادرش در هواپیما بوده و... برای مطمئن شدن جستجو کردم و مطمئن شدم. خبر کوتاه بود و تا اکنون که این مطلب را می نویسم قیافه علی و پدر بزرگوارش در برابر چشمانم است.

علی نخبه بود. سمپادی بود. دانشگاه شریفی بود. دانشجوی برق بود. المپیادی بود. علی دوست داشتنی بود.

دلم سخت گرفته و شدیدا غمگینم.

خدا به آقای دکترخدابخش و بازماندگانشان صبر دهد که مصیبتی بس عظیم است.

نوشته شده توسط سید هادی طباطبایی در ساعت 11:53 قبل از ظهر | لینک  | 

 

خورشید گرفتگی فردا ( سه شنبه ۱۴ دی ماه ) رو از دست ندین. بخصوص دوستانی که اهل شمالغرب کشور هستن موقعیت بهتری دارن .تا اونجایی که شنیدم یک برنامه در ارومیه برگزار خواهد شد ( بازم دست علی آزادگان درد نکنه ) و دانشجویان دانشگاه ارومیه هم به خوی خواهند رفت و ... ولی چون سرم شلوغ بوده ریز برنامه ها رو نمیدونم و البته هنوز نمیدونم کجا خواهم بود: ارومیه؟ تبریز؟ بناب؟ مراغه ؟ خوی؟ ماکو؟ ....؟در مورد نحوه رصد و پروژه های قابل اجرا و عکاسی و ... هم کلی مطلب تو اینترنت هست که میتونین مراجعه کنین ولی قبلش نحوه رصد صحیح و ایمن رو یاد بگیرین حتما.

پ.ن ) یاد خورشید گرفتگی های کامل ۱۳۷۸ اصفهان و ۱۳۸۵ ترکیه بخیر. چه کارها که نکردیم.

نوشته شده توسط سید هادی طباطبایی در ساعت 4:4 بعد از ظهر | لینک  | 

 

"آلبا کرکی شهری است با دیوارهایی به رنگ کاه گل. رنگ اخرایی. رنگ خاک رس و دیوارهایی بدون گوشه های تیز. با گوشه های مدور. با سردرهای هلالی. ارمیا با دیدن دیوارهای اخرایی یاد یزد افتاده است. یاد بم. یاد همه شهرهای بیابانی ایران. وسط نیومکزیکو رفته است مرکز ایران. گوشه ای می ایستد و پیاده می شود.می رود به سمت دیوار کاه گلی خانه ای که تا کمر بالا آمده است و رویش هم بوته های خار چیده اند. ارمیا یک آن خیال می کند که برگشته است به ایران. نه به پای تخت که به اصیل ترین معماری ایرانی. جلو می رود. دست میکشد به دیوار. زیر دیوار یک نشان تجاری خورده است که تحت لایسنس فرمان داری نیومکزیکو. شرکت رنگ باستانی.... ارمیا دوباره دست می کشد. همه چیز تقلبی است. حتا خار های سر دیوارکه فلزی هستند. جنس کارهای ژازه طباطبایی. مفتول های نازک کج و معوج که جا به جا با خال جوش به هم چسبیده اند....  "

قسمتی از کتاب "بی وتن" نوشته رضا امیرخانی بود که در عرض یک هفته ۲بار آن را خواندم. داستان یک رزمنده سالهای جنگ که به آمریکا رفته است. می شود گفت ادامه رمان "ارمیا" که اولین کتاب امیرخانی بود و من در دوره دبیرستان آن را با نشریه "روایت" سمپاد دنبال می کردم. ارمیا در این کتاب به آمریکا سفر میکند و در میان نیمه سنتی و مدرن گیر می افتد. کتاب در سال ۱۳۸۷ چاپ شده و در عرض یک سال ۸ بار چاپ گردیده است! مثل سایر نوشته های رضا امیرخانی ( سمپادی پیش کسوت ) خواندنی است.

خواندن آن را به همه دوستان اکیدا توصیه می کنم.

نوشته شده توسط سید هادی طباطبایی در ساعت 11:1 قبل از ظهر | لینک  | 

 

این مطلب رو باید سال قبل قرار می دادم ولی تنبلی کردم و کشید به امسال که باز هم تکرار شد و در وضعی فجیع تر!! و اون هم ماجرای توضیحات یک نفر در مورد آسمان در یک نمایشگاه بود که از توصیفی غلط برای منظومه شمسی شروع شد و با قرار دادن ۲ قمر به نامهای ژینوس و ونوس برای مریخ به علت زیباییشان به اوج رسید و در نهایت به بررسی دهانه های برخوردی و از بین رفتن حتمی زندگی زمینی در ۲۰-۳۰ سال آینده ختم شد که به علت شیرین صحبتی و اضافه کردن چاشنی های اغراق و ... همه رو محصور کرده و در نهایت هزاران پرسش غلط و بی پاسخ در ذهن ملت تماشاگر به این برنامه ایجاد کرده و برنامه رو برای گروهی دیگر و از نو شروع می کرد. در این میان معلم نجوم دوره قبل دانش آموزان این مرکز نیز با ارائه اطلاعات بسیار دقیق عددی به آنها در مورد طول و جرم و فاصله اجرام از زمین بدون آموزش دانش نجوم باعث شده بود تا دانش آموزان علاقه مند و بسیار با هوش تبدیل به تعدادی ضبط صوت شوند و اطلاعات رو تکرار کنند در حالیکه تفاوت میان مثلا ماه هلالی و ماه نجومی رو نمیدونستند. البته در دوره قبل نمایشگاه هر جور که مخواستی به بچه درستشو یاد بدی قبول نمی کردند و به عنوان رفرنس جزوه معلمشون رو نشون میدادند و بازم شکر که امسال این معلم رو نداشتند و حداقل خودشون این اطلاعات رو از اینترنت و جاهای دیگه پیدا کرده بودند ...

واقعیتش به نوبه خودم از عزم مسئولین مرکز فوق در برگزاری دائمی این نمایشگاهها خرسند و متشکرم و از صمیم قلب واسشون آرزوی موفقیت دارم چون می دونم کار بسیار سنگینی از لحاظ مدیریتی محسوب میشه ولی کاش به کیفیت بیشتر اهمیت بدهند که مبادا یک نیت خیر باعث نتیجه ای معکوس بشه.

نوشته شده توسط سید هادی طباطبایی در ساعت 2:8 بعد از ظهر | لینک  | 

دوستان عزیز علاقه مندی که به نجوم علاقه مند هستند میتونن از ۲ سایت زیر استفاده کنند:

  سایت مرکز تحقیقات نجوم و اختر فیزیک مراغه که بالاخره بعد از مدتها شکل جدید و بسیار جالبی بخود گرفته و هر روز هم به روز میشه و در کنار معرفی مرکز و فعالیت ها و برنامه ها مثل کنفرانس ها و کارگاه ها آخرین اخبار نجومی رو هم توش میشه پیدا کرد و مهمترین ویژگی سایت که برای اولین بار در یک وبسایت حرفه ای دیدم وجود صفحه آماتورهاست که تا به امروز آقایان اسدالله قمری نژاد و اصلان نورقاسمی صفحه خودشون رو در اونجا قرار داده اند. ( ولی من تنبلی می کنم !!) و البته وجود لینکهای مربوط به نجوم آماتوری هم در قسمت لینکها نکته بسیار جالبی محسوب میشه.

آدرس سایت :  http://www.riaam.ac.ir

 

نوشته شده توسط سید هادی طباطبایی در ساعت 2:48 بعد از ظهر | لینک  | 

 

دوستان زیادی پیگیر حال و روزم بودن که الحمدلله و به کوری چشم دشمنان  شادم و همچنان مشغول فعالیت ولی واقعیت اینه که وقت و البته حس حال نوشتن ندارم ولی دیگه نتونستم ساکت بنشینم. از دیدن اوضای اسف بار محیط زیست بدجوری دلم فشرده میشه و در این میان دیدن هر هفته ای نمکزارهای اطراف دریاچه ارومیه آتشی در دل هر کسی بخصوص اهالی منطقه شعله ور میکنه و آنطور که شنیدم با اضافه شدن فاضلاب بسیار سمی کارخانه شیشه سازی مراغه که به سمت دریاچه هدایت می شود این نگین زیبا هر روز بشتر به سمت مرگ بیشتر هل داده خواهد شد.

پ.ن۱)  به زودی کلاسهای مجتمع علامه طباطبایی هم شروع خواهد شد. دوستان دیگری که پیگیر کلاسها و پروژه هاشون هستن  لطفا از طریق مسئولین مرکزشون پیگیری کنند.

پ.ن۲) لطفا اگه کسی مطلبی یا سوالی یا انتقادی داره ایمیل یا آدرس وبلاگشو بزاره تا بتونم جواب بدم.

پ.ن۳) اونایی که عرضه ندارن که تو کامنتها اسم بزارن و توهین میکنن من دلیلی به جواب دادن بهشون و نمایش کامنتها نمی بینم ولی از هر انتقاد منطقی به شدت استقبال می کنم.

نوشته شده توسط سید هادی طباطبایی در ساعت 10:37 قبل از ظهر | لینک  | 

 

روزگار غریبی است و زجری بدتر از تهمت و بهتان از نادیدگان نیست که بی محابا در خفا می تازند و غیبت و تجسس و ظن و تهمت و بهتان را با هم به کار می برند.خدایا تو بهتر میدانی و تو بهترین قضاتی.

 پ.ن ) از امروز تا اطلاع ثانوی کامنت ها نمایش داده نخواهد شد.

نوشته شده توسط سید هادی طباطبایی در ساعت 11:59 قبل از ظهر | لینک  | 

 

زمستان سال گذشته واقعا مزخرف بود و نه برف داشتیم و نه یخبندان ولی با شروع بهار باران باریدن گرفته است و همه جا سبز و زیباست. کاش هم چنان ادامه داشته باشد که واقعا جهان زیباتر دیده می شود. یاد مولانا و اشعارش افتادم:

ای فصل با باران ما بر ریز بر یاران ما 

                                  چون اشک غمخواران ما در هجر دلداران ما

......

یک قطره اش گوهر شود یک قطره اش عبهر شود

                                  وز مال  و نعمت پر شود کف خاران ما

....

خدایا شکرت

پ.ن ۱) میخواستم یک پست جدید بنویسم اندر احوالات سمپاد که دیدم امروز روز تولدشه فعلا نخواستم کام سمپاد رو تلخ کنم پس فعلا :

 روز سمپاد بر سمپادیای واقعی مبارک

نوشته شده توسط سید هادی طباطبایی در ساعت 12:11 بعد از ظهر | لینک  | 

 

استادی داشتیم که می گفت انسانها ۳ نوع هستند:

۱) افرادی که کار میکنند و از کار آنها خودشان و دیگران استفاده می کنند

۲) افرادی که کار خیر یا شری انجام نمی دهند ولی از کار افراد گروه اول استفاده می کنند و به عبارت دیگر تقریبا مانند انگل زندگی می کنند.

۳) مابقی افراد کسانی هستند که میخواهند مانع کار افراد گروه اول شوند و به این ترتیب در مقابل حرکت رو به جلوی جامعه قرار می گیرند و به بیانی دقیق تر پست تر از انگل هستند!!!

هر چند که با تقسیم بندی کلی به این شکل زیاد موافق نیستم ولی متاسفانه این تقسیم بندی بسیار به واقعیت نزدیک است اما در این قسمت باید یک سوال پرسید که به نظر شما در کشور ما و جهان جمعیت هر گروه چقدر است؟ به نظر من حداقل در محیط های کاری خیلی ها متاسفانه در گروه سوم قرار می گیرندو افراد اندکی هستند که در گروه یک قرار می گیرند که واقعا باید در اخلاق کاری و روحیه همکاری مان تجدید نظر کنیم.

پ.ن ۱) این مطلب بسیار تند بود ولی یک هفته صبر کردم تا عصبانیتم از دست برخی کاهش یابد.

پ.ن ۲) گویا این مطلب خیلی از دوستان را ناراحت کرده فلذا جهت تنویر افکار عمومی عرض می شود منظور من کس خاصی نبوده و فقط خواستم که بیشتر در کارمان و اطرافمان غور کنیم و محض توضیح کلی عرض می کنم که فیدبک این نوشته به محیطی است که کمترین ارتباط را با آنجا دارم و اصولا شاید سالی یکبار با آن محیط محترم سر وکار پیدا نکنم.

نوشته شده توسط سید هادی طباطبایی در ساعت 2:54 بعد از ظهر | لینک  | 


بهار با همه رسومش رسید و چه زیبا دشت و صحرا را رنگ کرد و چه زیباتر ملت را سر ذوق آورد و من هنوز مثل یک کودک برای سال تحویل لحظه شماری میکنم ولی با تحویل شدن سال ناگهان یاد گذست سالی دیگر میفتم و قلبم فشرده میشود و یاد سالیان قبل و عزیزانی که دیگر نیستند می افتم . با اینکه امسال در مسافرت بودم ولی باز مثل چند سال گدشته که از پیشمان رفت دلم برای مادربزرگم خیلی تنگ شد.

سال نو مبارک

پ.ن 1) چیزی مزخرفتر از این ترقه انداختن و سر و صدای بیخود راه انداختن نیست و این مسئله هر سال داره بدتر میشه و هر سال از رسوم اصلی دورتر میشیم.

نوشته شده توسط سید هادی طباطبایی در ساعت 1:28 بعد از ظهر | لینک  |